پنجشنبه ۱۸ شهريور ۱۳۸۹ | صفحه اول | First page   
  پذيرش سايت > اخبار > نامه سرگشاده همسر سيد مصطفي تاجزاده به دادستان تهران به مناسبت هفته دفاع (...)

نامه سرگشاده همسر سيد مصطفي تاجزاده به دادستان تهران به مناسبت هفته دفاع مقدس

دو شنبه 6 مهر 1388


بسم الله الرحمن الرحيم

جناب آقاي جعفري دولت آبادي

دادستان محترم تهران

با سلام و احترام

ضمن عرض تبريك به مناسبت هفته دفاع مقدس، مراتب تشكر خود را از فراهم آوردن امكان ملاقات اينجانب با همسر آزاده دربندم سيد مصطفي تاجزاده در صدو دومين روز بازداشت غيرقانوني ايشان اعلام مي دارم. اما از آن جا كه حضرتعالي اولين مرجع قضايي هستيد كه طي اين مدت با رعايت بخش اندكي از حقوق اوليه من و همسرم از تألمات روحي اينجانب كاستيد، بر خود واجب مي دانم كه مواردي را خدمتتان عرض كنم :

جناب آقاي دادستان

از ساير خانواده هايي كه موفق به ديدار عزيزان دربندشان شده بودند، شنيده بودم كه ديدن آنان در آن وضعيت نابهنجار چه بسا موجب افزايش اندوه و درد خانواده ها مي شود. اما بي تابي حاصل از بيش از صد روز هجران، مانع از پذيرش اين واقعيت بود و چه بگويم از حس و حالم پس از ديدن كوه دماوند و سرو استواري و ماه درخشاني كه نيمه شب بيست و سوم خردادماه درست شب ولادت مادرش بزرگ بانوي دو عالم و ميراث نبوي و تكيه گاه متمسكين به سيره علوي از خانه ام ربودند. آن چه پس از صد و دو روز مشاهده كردم چهره تكيده و قامت خميده اي بود كه بيماري هاي مزمنش براثر فشارهاي محبس و لابد لوازم آن!!!عود كرده بود و گردنبند طبي همراهش شاهدي بود كه بي كلامي مرا به عمق دردهايش آگاه نمود و تنها نور ايمان در چشم هايش و استواري برمرامش كه همانا مرام اهل بيت (ع) و امام راحل (ره) است، مرا و جگرگوشه اش را تسلا داد و اين در حالي بود كه مأمور معذور زندان اصرار داشت تا رفتار برادرانه را با او در زندان كه هرگز در جمهوري اسلامي نبايد جاي او و امثال او باشد، تأييد كنم. و من چه مي توانستم بگويم در بي اطلاعي محض از آنچه برسر يارو همراه زندگيم از آغازين لحظه هجوم شبانه به منزل و ربودنش تا روز صد و يكم بازداشت غيرقانوني اش رفته است و او چه مي توانست بگويد در حال اسارت در سلول انفرادي كه بد حالتي است.

برادر مؤمن و آزاده ام

چه بگويم از لبخندي كه بر لب آوردم و همه چيز را عالي جلوه دادم در محضراو تا لااقل در اسارت نگران ما نباشد. در محضر عزيزدلم كه در سال هاي آغازين تحميل جنگ خانمانسوز با نفس مسيحايي مرادمان روح الله الخميني محرمش شدم و به توصيه هم او بناي همراهي تا ابد و سازش تا هميشه با يكديگر را گذاشتيم. در اين ملاقات او حتي كلامي ازوضعيت نابهنجارش نگفت. بي شك نه از ترس نامحرم بلكه طبق عادت هميشگي كه دنيا را در معامله با معبود،‌ سه طلاقه كرده است و واژه اي شكوه آميز از موقعيتش به زبان نياورد. تو گويي با توجه به عزم و اراده اش براي مقابله با زور، هرگونه رفتار خشونت آميز و هرنوع محروميت از حقوق اوليه اش را محتمل مي دانست و آگاهانه به شوق كعبه با استقبال خارهاي مغيلان بيابان تهمت و افترا رفته است.

جناب آقاي دادستان

آمدنتان را در پايتخت و قرار گرفتنتان در مسند دادستاني تهران را ارج نهاديم . چون سابقه نيكي از شما در ذهن داشتيم و از ديگران شنيده بوديم. دعوت مسئولين محترم دفترتان را به تحمل و بردباري بيشتر به گوش جان پذيرفتيم. عدم پذيرش درخواست هاي مكرر ملاقاتمان را با حضرتعالي حمل بر بي توجهي به شرايط نابهنجار عزيزان دربند و خانواده هاي سرگردانشان كه درسعي ميان محبس و دادگاه و دادسرا و دادستاني توان از كف داده اند، نكرديم و بردبارانه منتظر مانديم تا به قول آقايان غبارهاي فتنه بخوابد و فتنه گران متأثر از ماه مبارك رمضان شيطان نفس را مهار كنند و عاقبت شما ‌مارا محرم بدانيد و از موانعي كه براي عمل به مرّ قانون، طبق فرمايش رئيس محترم قوه قضائيه و خودتان، پيش رو داريد با ما سخن بگوييد. اما مع الاسف هنوز نه موفق به ديدارتان شده ايم و نه مخاطب گفتارتان قرار گرفته ايم .

برادر آزاده و ايثارگرم

همه كساني كه مختصر آشنايي با شما دارند، به عنوان انساني آزاده و وارسته كه تعلقش تنها به خالق است و قصدش خدمتگزاري به بندگان او، مي شناسند. خدمتگزاري به بندگاني كه حتي مجرمين و متهمين و كافرين و توبه شكنندگان نيز در بارگاه كبريايي و رحماني او مقام دارند و حرمت دارند و احدي حق حرمت شكني از آنان را ندارد و حتي پيامبران حقّ شكوه از امت ندارند كه در اين صورت مذمت مي شوند و متنبه مي شوند تا كرامت انساني بندگان خدشه دار نشود.ما براي سابقه نيك شما ارزش قائليم. همانطور كه پيشينه اسراي آزاده مان را ارج مي نهيم. آزادگاني كه بعضا در سال هاي دفاع مقدس هم رزم شما بودندو شهدايي را از خانواده خود تقديم انقلاب و مردم رشيد ايران كردند و ماندند تا پيام رسان خون آنان باشند. و اينك ما در هفته دفاع مقدس با چشماني اشكبار خاطرات آن روزهاي بشكوه مردي و آزادگي را مرور مي كنيم. روزهايي كه مردان خدمتگزار در عرصه مديريت اعتباري كمتر از رزم آوران نداشتند و تنها سنگرهايشان متفاوت بود و فاصله اي ميان اين سنگرها وجود نداشت چرا كه همه به حق پاسدار انقلاب اسلامي بودند و پاسدار مرزهاي ميهن عزيزمان. همانطور كه فاصله اي ميان دل ها نبود و اگر هم بود با تدبير و خردمندي رهبر دوران به هيچ گرفته مي شد. و اينك سال ها از آن روزهاي بزرگ گذشته است و تاريخ دفاع مقدس به دست اهل قلم ثبت و ضبط شده است و هنوز خاطرات مردان رزم آور و شكوه آفرين و زنان مقاوم و ايثارگر بر صفحه دل نسل جوان ايراني نقش مي بندد و شما خود يك برگ از تاريخ دفاع مقدسيد و برگي از تاريخ انقلاب سترگمان و مي خواهيم كه اين تاريخ از دستبرد نابخردان مصون بماند و به حول و قوه الهي مصونش مي داريم.

برادر بزرگوار، رزمنده ديروز وقاضي امروز

اينك كه در سنگر جديدي براي خدمت قرار گرفته ايد از شما انتظار مي رود كه دلسوختگان انقلاب و حاميان اصلاحات و هواداران آزادي و آزادگي را با عمل به قانون مدد رسانيد و اجازه ندهيد شهروندان بيش از اين به جرم آزادي خواهي و حق طلبي رنج و آزار ببينند و مجرمان و متخطيان واقعي در مصونيت آهنين روزگار بگذرانند. نگراني ما نه از جانب خودمان است كه خداي ناكرده براثر ضعف ايمان ظرفيت تحمل مصائب را نداشته باشيم بلكه دغدغه فرزندانمان و نسل جوان كشورمان را داريم كه از اين همه بيدادي كه بر بهترين ها و پاك ترين هاي اين آب و خاك مي رود، رنجيده و نااميد و فرسوده و پ‍ژمرده شوند.

پ‍ژمردگي را بيش از اين بر گل هاي اين گلستان مپسنديم. والسلام من اتبع الهدي

فخرالسادات محتشمي پور

5/7/1388







  صفحه اول
  English  
  تیتر یک
  درباره ما
  خبر ، گزارش
  اقتصاد زنان
  زنان ایران
  زنان جهان
  فمنیسم و جنبش های زنان
  آسیب های اجتماعی
  حقوق زنان
  فرهنگ و هنر
  آموزش
  از نوع دیگر
  کمپین یک میلیون امضا
  مقاله
  کتابخانه
  سازمانهای زنان
 سایت‌های مرتبط
 گالری تصاویر
 تماس

مدرسه فمینیستی


تا قانون خانواده برابر


© 2005 kanoonezanan All rights reserved | Powered by SPIP