پنجشنبه ۱۸ شهريور ۱۳۸۹ | صفحه اول | First page   
  پذيرش سايت > کمپین یک میلیون امضا > در انتظار روشنائی

در انتظار روشنائی

جواد لگزیان

جمعه 16 مرداد 1388


آن روزهای خوب روزنامه سرمایه را یادم هست که ژیلا بنی یعقوب نشسته بود پشت میز و من با اضطرابی بی پایان متنم را می دادم و تنها او بود که به من فهماند کامل نیستم و باید تلاش کنم حتا گاه بسیار جدی.

یادم است که از نتایج جادویی انتخابات شورای شهر ناراحت بودم و ایشان به من گفت که شما مطلبت را نوشتی و وظیفه ات را انجام دادی و حالا باید دوباره کارت را آرام پی بگیری و نوشته تندم را رد کرد

او که آنقدر جدی بود که حالا هم نگرانم که از این مطلب ایراد بگیرد .

حالا می فهمم من که بنابه عادتم شلوغ وپرسر و صدا و با خنده و شوخی در اولین برخورد از او تقاضای همکاری کردم وایشان چقدر سریع و راحت و با چه بزرگواری پذیرفت اما بعدا کار اصلا ساده نبود...

بهمن احمدی امویی یک الگوی اخلاقی تمام عیار است که در سخت ترین شرایط جوانمردی و برادری را درس می دهد و همه می دانند که چقدر به همه فکر می کند و چقدر به ایران و به فردای همه ما.

مگر اینها گناه است ...آری گناه شاید باشد با امید و لبخند گام در راهی گذاشتن که خانه را روشن کند و نوشتن در سایت انتخاباتی و دعوت پرشور مردم به پای صندوق رای و هر لحظه زندگی را وقف فردای روشن این سرزمین کردن و دیگران را به آرامش و برادری فراخواندن...آری آنها گناهکارند...

حالا همه ما منتظر هستیم تا ببینیم ژیلا بنی یعقوب چگونه با نوشته های تازه اش امید روشنی می بخشد و بهمن احمدی چگونه از روزهای خوب آینده می نویسد ...

برای خاطر اینکه آفتابی باشد فردا روشنی بخش هزاران قلب و قلم را آزاد کنید

ژیلا بنی یعقوب و بهمن احمدی و آن همگانی که از جنس نور و آفتاب و روشنی اند ...آزادشان کنید







  صفحه اول
  English  
  تیتر یک
  درباره ما
  خبر ، گزارش
  اقتصاد زنان
  زنان ایران
  زنان جهان
  فمنیسم و جنبش های زنان
  آسیب های اجتماعی
  حقوق زنان
  فرهنگ و هنر
  آموزش
  از نوع دیگر
  کمپین یک میلیون امضا
  مقاله
  کتابخانه
  سازمانهای زنان
 سایت‌های مرتبط
 گالری تصاویر
 تماس

مدرسه فمینیستی


تا قانون خانواده برابر


© 2005 kanoonezanan All rights reserved | Powered by SPIP