فریده نیکزاد که برای دریافت دوجایزه از بنیاد رسانه ای زنان و جایزه آزادی بین المللی رسانه ها به آمریکا رفته بود ،در گفت و گویی گفت که او می خواهد دخترش شاهد دستیابی زنان افغانستان به آزادی سخن باشد .
" من می خواهم که سکوت را بشکنم . " این را نیکزاد می گوید و اضافه می کند ": چه من زنده باشم و یا بمیرم این مبارزه زنان ادامه خواهد داشت .صدای زنان افغانستان باید شنیده شود ."
نیکزاد درصدد است که سکوت ناشی از فشار بسیار بر زنان افغان را بشکند . گزارش های او می گویند که چگونه حقوق انسانی زنان افغان به عنوان یک هنجار پذیرفته شده در زیر پای جنگ سالاران و فرماندهان نظامی مناطق مختلف افغانستان که هر کدام اداره بخش هایی از کشور را بر عهده گرفته اند، پایمال می شود . کسانی که خودشان را بالاتر از قانون کشوری می دانند که فساد مشخصه همگانی و فراگیر در آن است و سیستم قانونی رسمی کشور دسترسی به آنها ندارد .
او می افزاید ": این جنگ سالاران خود را به عنوان مجاهدین معرفی می کنند . در حالیکه آنها از مجاهدین نیستند ، بلکه جنایت کارانی هستند که در موقعیت هایی چون وزارت تکیه زده اند ."
در حالیکه تلاش برای ایجاد ثبات در سراسر کشور افغانستان ادامه دارد ، نوشته های خانم نیکزاد در باره آنچه که برای زنان تحت حکومت این جنگ سالاران اتفاق می افتد ، است
در سال 2003 نیکزاد گزارشی در باره یکی از جنگ سالاران افغانستان نوشت که در آن به چگونی اجرا نشدن قانون در باره او که متهم به جنایت ، تجاوز و شکنجه شده بود ، اشاره کرد . وقتی این گزارش منتشر شد او در گیر مشکلات فراوانی شد و یک بار خودش را از خودور کسانی که قصد ربودن او را داشتن به بیرون انداخت . چهار سال بعد او در گزارش هایی در باره ترور " زکیه زکی " دوستان نزدیکش و مدیر ایستگاه رادیویی کابل نوشت ، انگشت اتهام را به سوی این جنگ سالاران نشانه رفت . او می گوید ": من مطمئنم که زکیه به وسیله این جنگ سالاران کشته شده است . "
پس از آن نیکزاد هم نامه های تهدید آمیز بسیاری دریافت کرده است . به گفته خودش این نامه را در ایمیل و به صورت تهدیدهای تلفنی نیز دریافت کرده است . او می گوید ": هر روز که خانه را برای کار ترک می کند انتظاربازگشت را ندارد ."
هم اکنون موسسات بین المللی زیادی اعلام آمادگی کرده اند که در صورت خروج از افغانستان از او حمایت کنند . اما پاسخ او به این کمک ها این است ": من ترجیح می دهم در افغانستان که سرزمین رویاهای من است بمانم ."
برای مقابله با تهدیدهایی که او در بر گرفته است ، او ترفندهای متعددی را به کار می بندد . او با خودروهای متفاوتی رفت و آمد می کند و هر روز برنامه های روزانه خود را تغییر می دهد . او همچنین هر شب را در یکی از اتاق های خانه اش به همراه شوهرش به صبح می رساند تا از خطرهای احتمالی در امان باشد .
با همه این خطرات نیکزاد به دنبال این است که جایگاه زنان روزنامه نگار افغان را در جامعه ارتقا دهد .
منبع :
women and news
ترجمه :کانون زنان ایرانی